تبليغاتX
اشکنان من
در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست آنجا که صفا هست در آن نور خدا هست
دیده ام را به راهی دوخته ام که سرانجامش نمیدانم به کجاست

                       راهی که سالها در پی اش صبورانه به انتظار نشستم

                        که نور چشمی بیایدو دیدگان منتظرم را امیدی ببخشد 

که آری در راه است آنکه در حسرتش اینگونه بی تابی و سالهاست آیینه را همدم خود ساخته ای

                                   باز مانده ام در حسرت دیدار...

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط علی | 
         سنگینی باری که خداوند بر دوش ما میگذارد..


                                آنقدر نیست که کمرمان را خرد کند،

 

                                       آنقدر است که ما را برای دعا به زانو درآورد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 4:52 بعد از ظهر  توسط علی | 

لـذت دوسـتی با پابرهنـگان در این است که:

 مطمئـنی ریگی به کفـش ندارند...

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط علی | 
پرسید : کدام راه نزدیک تر است؟

گفتم : به کجا؟

گفت : به خلوتگه دوست...

گفتم : تو مگر فاصله ای میبینی؟

بین دل و آن کس دلت منزل اوست؟

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط علی | 

ای زیباترین روشنایی در عمق تاریکی

ای شعف هرچه شور ، ای نورانی ترین نور

حتی در تاریک ترین راهها تو فانوس روشنگری

و بر آسمان تیره و تار تو مهتاب درخشانی

هرچه تاریکی فرو آید باکی نیست

تا تو هستی همه راهها نورانیست

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط علی | 
تا حالا با خودت فکر کردی تا چه حد به خدا نزدیکی ؟

وقتی ماه تو آسمونه بهش نگاه میکنم و با خدا حرف میزنم

تو اون لحظات میفهمم که خدا تنها کسیه که همیشه واسم وقت داره

خیلی خوبه که بدونیم یک نفر رو داریم

یک نفر که خیلی بزرگه

پی نوشت : تو خوشی ها یاد خدا باش تا بتونی تو سختی ها ازش کمک بخوای

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط علی | 

"در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی"

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط علی | 

سلام، زیباترین و مهرانگیزترین هدیه ایست

که به دیگران تقدیم میکنی.

*  *  *

از این هدیه ی رایگان ولی گرانبها دریغ منما.

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 9:22 قبل از ظهر  توسط علی | 
آیا میدانستید که یک قطره اب دارای ۱۰۰ میلیارد اتم است ؟

آیا میدانستید که
۸۰ ٪ موجودات دنیا را حشرات تشکیل داده اند ؟

آیا میدانستید که
گربه قادر نیست مزه شیرین را تشخیص دهد ؟

آیا میدانستید که
یک گرم سم مار کبری می تواند ۱۵۰ نفر را بکشد ؟

آیا میدانستید که
ماموت‌ها که 10 هزار سال پیش منقرض شدند تا 6 سالگی شیر مادرشان را می‌خوردند ؟

آیا میدانستید که
حس چشایی نوعی پروانه بزرگ ۱۳ هزار بار دقیق تر از انسان است ؟
+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 8:43 قبل از ظهر  توسط علی | 
به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق .

 آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد...!!

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 8:36 قبل از ظهر  توسط علی | 

همیشه سعی کنید دوستی را برای خود انتخاب کنید آنقدر دلش بزرگ باشه که شما در آن جا شوید و اگر نه باید خودتان را کوچک کنید...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آبان1388ساعت 9:48 بعد از ظهر  توسط علی | 

فرصت آيينه ها در پشت در مانده است

روشنی را می شود در خانه مهمان کرد

می شود در عصر آهن

                     - آشناتر شد

سايبان از بيد مجنون ،

                     - روشنی از عشق

می شود جشنی فراهم کرد

                      می شود در معنی يک گل شناور شد

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آبان1388ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط علی | 

درباره زندگی

سه چیز در زندگی پایدار نیستند.

رویاها

موفقیت ها

شانس

سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند.

زمان

کلمات

موقعیت

سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند.

-الکل

غرور

عصبانیت

سه چیز انسانها رو می سازند.

کار سخت

صدق و صفا

تعهد

سه چیز در زندگی خیلی با ارزش هستند.

عشق

اعتماد به نفس

دوستان

سه چیز در زندگی هستند که نباید از بین بروند.

آرامش

امید

صداقت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آبان1388ساعت 8:58 بعد از ظهر  توسط علی | 
تنها چيزي كه انسان را از روياهايش جدا نمي كند ايمان است

 و تنها چيزي كه ايمان را از انسان جدا نمي كند اراده است

و تنها چيزي كه اراده را از ما جدا نمي كند تصميم است

 و تنها چيزي كه تصميم را از ما جدا نكرد ... عشق است

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط علی | 
زندگی خوردن  و خوابیدن  نیست. 
انتظار و هوس و دیدن و نادیدن  نیست.
 زندگی چون گل  سرخی  است
 پر ازخار و پر از برگ  و پر ازعطر لطیف.
 یادمان باشد  اگر گل  چیدیم
 عطرو برگ  و گل  و خار
 همه همسایه  دیوار به  دیوار همند...
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط علی | 

زندگی

زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد

و قلب ها گرامی تر از آ نند که بشکنند

آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند

 و آنچه از دست برود با گریه جبران نمی شود

 فردا خورشید طلوع خواهد کرد

 حتی اگر ما نباشیم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط علی | 

من،تنفرم را افشا می کنم

وعشقم را پنهان.                        

گریه هایم را می خندم و

خنده هایم را زار می زنم .

 این گونه،

صلیب اساطیریم  

                          -  در انتظار  -

                                              خواهد پوسید!        

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت 9:19 قبل از ظهر  توسط علی | 
تو میتوانی

بگذار ماه بر خاموشي ات بتابد باوركن تو

 مي تواني خانه اي داشته باشي

كه از دريچه هاي آن چشم بدوزي به

ستاره اي كه بر افق مي درخشد به زيبايي زندگي.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط علی | 
 

زندگي چيست؟ اگر خنده است چرا گريه مي كنيم؟

اگر گريه است چرا خنده مي كنيم؟

اگر مرگ است؟چرا زندگي مي كنيم؟

اگر زندگي است چرا مي ميريم؟

اگر عشق است چرا به آن نميرسيم؟

اگر عشق نيست چرا عاشقيم؟

چرا؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط علی | 

خدايا

بشنو دعايم را هر گاه دعا مي كنم به درگاهت

بشنو صداي ناله ام را وقتي كه ندايت مي كنم

وروي آور به من هنگاميكه مناجاتت مي كنم

من به سوي تو گريخته ام و در برابر تو ايستاده ام

و بيچارگي ام را به تو عرضه داشته ام و براي تو زاري مي كنم

خدايا

اگر محروم كني مراپس چه كسي مرا روزي دهد؟

اگر تو مرا خوار كني چه كسي مرا ياري دهد؟

خدايا متصدي و سرپرست باش در كارم هر چه را كه شايسته ي توست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط علی | 
عشق مانند جنگ است

زود شروع میشود و خیلی دیر پایان می پذیرد!

یا بسادگی آغاز می شود

و به سختی قطع می گردد !

در این دنیای پر از بهانه ما هم بهانه هایی داریم برای ماندن یا برای رفتن البته با امید و برنامه و تلاش می شود به همه چیز و همه کس دست یافت فقط باید بخواهیم .

ما نباید خودمان را و قدرت درونی مان را خیلی ضعیف و کم تلقی نماییم ما همان طور که می اندیشیم به همان میزان به درجات و مراتب بالا می رسیم

حقوق انسانی ما بیش از این چیزهایی است که برای ما فراهم است ما می توانیم خیلی بیش از این ها به حقوق بیشتری برسیم نباید اجازه دهیم  برخی ها مانع موفقیت ما باشند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط علی | 
نام تو مرا همیشه مست می کند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعر های ناب

نام تو اگر چه بهترین سرود زندگی است

من تو را به خلوت خدایی خیال خود

بهترین بهترین من خطاب می کنم

بهترین بهترین من!

                                     "فریدون مشیری"

+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط علی | 
به کودکی هایم برگشته ام

کودک شده ام

کودکانه راه می روم

کودکانه حرف می زنم

کودکانه می خندم

کودکانه گریه میکنم

کودکانه دل می بندم

کودکانه قهر میکنم

من این کودک آگاه را دوست دارم

من گفتگوی کودکانه را دوست دارم...!

+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط علی | 
كاش مهدي به جهان چهره هويدا ميكرد،

 گره ازمشكل پيچيده ما وا مي كرد،

 كاش مي آمد و با آمدنش از ره مهر،

قبر مخفي شده فاطمه پيدا می کرد

+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط علی | 

در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود /

در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود

میشود حتی برای دیدن پروانه ها /

شیشه های مات یک متروکه را الماس بود

کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود /

هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 10:14 قبل از ظهر  توسط علی | 

چه زیباست نوشتن وقتی میدانی او می خواند

چه زیباست سرودن وقتی میدانی او میشنود

چه زیباست دیوانگی برای او وقتی میدانی او میبیند...

و چه تلخ است دلتنگی در حضور این همه زیبایی

و چه غمگین است عاشق بودن در لحظه جدایی  

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط علی | 

آخرین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار،

تا که تنهاییت از دیدن آن جا بخورد

و بداند

که دل من با توست، در همین نزدیکی . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط علی | 

تو مرا میفهمی

من تو را میخواهم

و همین ساده ترین قصه یک انسانست

تو مرا میخوانی

من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم

وتو هم تا ابد در دل من میمانی!

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 10:9 قبل از ظهر  توسط علی | 
من و پنجره

وجمعه دست در دست هم

در باغ انتظار به امید طلوع تو نشستیم.

می دانم وقتی که

دست های نیازمند٬

آسمان را می طلبد نوای دلنشین

<<اناالمهدی>>است

که آنها را بی نیاز می کند...
                         
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط علی | 
روزگاریست همه عرض بدن می خواهند همه از دوست فقط
چشم و دهن می خواهند دیو هستند ولی مثل پری می پوشند
گرگ هایی که لباس پدری می پوشند آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند
عشق را همه با دور کمر می سنجند خب طبیعی است که یکروزه به پایان برسد عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد 
+ نوشته شده در  شنبه 20 تیر1388ساعت 11:18 قبل از ظهر  توسط علی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سخن مدیر:
زندگي را مي توان درغنچه ها تفسير کرد
با نگاه سبز باران عشق را تعبير کرد
زندگي راپر ز احساس کبو تر ها نمود
کينه را با نگاه ساده اي زنجير کرد
همچو شبنم چشم را درچشم شقايهاگشود
طرح يک لبخند را بر برگ گل تصوير کرد
زندگي را مي توان در خلوت هر صبحدم
با وضوئي با دعايي با خدا تقدير کرد

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آرشیو موضوعی
عمومی
پیوندها
دفتر مقام معظم رهبری
حیاتی
سایت شهرداری اشکنان
سایتهای مذهبی
پرسمان اشکنان
یاسی
وهب
غزلیات جلوه
سیاوش
وبلاگ شهدای اشکنان
بهرام بهرام بیگی
راهیان وصال
فهرست وبلاگهای ایرانی
اولین شب آرامش(سحر)
عصیان نسل جوان (سامان)
خاطره دات كام
هر چي ميخواي اين تو هست
وبلاگ حسين
وبلاگ اختصاصي گروه عقرب
عاشقانه(دنياوبهاره)
وبلاگ صوفياوشهرزاد
دلنوشته های دخترک تنها(فروغ جون)
شاعرانه های من(مهسا)
مرداب تنهايي(هما)
عشق پنهان(مهدیه)
لطفا آدم باش(غزل)
گروه قافله عشق شيراز(پگاه)
تبسم تلخ(مریم)
لی لی استار(سحر/مهسا )
dofi(مهرنوش)
به یادم باش(طاهی)
هستی بی انتها(ستایش)
گمنام(برف)
به نام تنها ترین تنها(فائزه)
تو همیشه دور دورری........(شادی)
سمیر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM